687.

کامنت خصوصی گذار محترم.

بدون که نظراتت کاملا اشتباه، گستاخانه و ناعادلانه بود.

تو هیچی از زندگی من نمیدونی.

پس لطفا اینجا رو بذار برام امن و راحت بمونه و نظرت رو برای خودت نگهدار.

.

.

686.

یهو یه چیزایی میگه که جز واژه عامیانه برگااااااام، واژه دیگه‌ای برای توصیف حالمون پیدا نمیکنیم...

امشب که داشتیم میرفتیم خرید از جلو مجتمع قبلی که خونمون بود رد شدیم و گفت : خونه!

گفتم: این خونمون خوب بود یا خونه الانمون؟؟!

خدا شاهده یک درصد هم انتظار نداشتم جواب بده و همینطوری الکی پرسیده بودم.

ولی گفت : خونه جدید!!

.

ظهری پستونکش گم شده بود هر چی میگشتیم پیدا نمیشد.

گفتم: چرا از گردنت درش میاری مامان؟ نیستش الان من چیکار کنم؟

با همون حال گریه‌اش در فراغ پستونکش ، گفت : بابا جدید خر 555.

555 یعنی کارت کشیدن و رمز وارد کردن!

بابا جدید خر هم یعنی بابا یکی جدید بخره!!

در کل منظورش بود که زنگ بزن به بابا بره کارت بکشه یه پستونک جدید بخره!!!

.

بیرونم بودیم آقا دستور دادن غذا!!

گفتم بستنی بخریم؟

گفت نه غذا.

گفتم غذا چی باشه؟ کباب؟

گفت قارچ!

یه کم بعدشم گفت سوخاری!

.

حد و مرز گوش کردن به خواسته‌های بچه کجاست؟

یه وقتایی حس میکنم زیادی به حرفش میکنیم🫣🫣🫣

.

.

685.

این روزا اینجا راحت تر میتونی پیدام کنی.

ایتا

.

.

684.

خیلی وقته نبودم...

زنده‌ام، زندگی در جریانه...

یه روز پایین یه روزم بالا...

.

میمچه داره روز به روز بزرگتر میشه، شیرین تر و البته نیاز به توجه بیشتر داره.

.

میم همچنان ساعت‌های زیادی سرکاره.

.

من همچنان در تلاش برای برقراری تعادل بین مادر بودن، همسر بودن و خودم بودن هستم.

و این سخت ترین کاره.

.

.