661.
میم پایینه، با کمی غرغر و جیغ جیغ مجبورش کردم کل انباری رو بریزه بیرون چون چهارساله فقط آشغال رو هم کرده🤭
منم اومدم بالا باید ظرفا رو بشورم ، رخت خواب ها رو جمع کنم، کوسنهای مبل رو بذارم تو چادرشب، شامپوهای حموم رو جمع کنم.
صبحم بعد صبحانه رفتیم میمچه رو گذاشتیم خونه مامانم بعد رفتیم خونه خودمون یه ذره خرده ریز گذاشتیم بعد اومدیم اینجا که کارای اخر رو انجام بدیم.
تازه میم باید بیاد تخت رو باز کنه، کمد و تخت میمچه رو باز کنه. لوستر آشپزخونه رو باز کنه، زنجیر تاب میمچه رو برداره و....
ساعت دو و نیمم قراره ماشین بیاد که بار کنیم بریم.
هوا هم سررررد شده و بوی برف میاد.
منم همه لباسامونو جمع کردم، خداکنه میم مریض نشه بیچاره تو این سرما با یه دونه پیراهن تو حیاطه...
ان شاالله خونه جدید پر باشه از خوبی و نورخدا...
سلام زندگی جدید😍
.
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار