674.

قبل خواب دستشو انداخت دورگردنم و یه کوچولو فشار داد و گفت : ماما دوو.

یعنی مامان دوسِت دارم🥲🥲🥲

خدایا انگار روی ابرا بودم از خوشحالی😍

خدایا شکرت برای این هدیه بی قیمت 💕💕💕

منم محکم بغلش کردم و با بغض گفتم منم دوست دارم مامان عاشقتم تو عشقمی نفسمی عمرمی جونمی و هزاران ماچش کردم.

.

.

673.

هنوز نخوابیدم و الان در واقع فرداست!

روز مزخرفی رو گذروندم ، یه دل سیر سر مشاور املاک دعوا کردم یه دل سیر سر میم جیغ جیغ کردم و حتی وقتی پشت تلفن با صابخونه اسبق حرف میزد من بلند بلند حرفامو زدم که بشنوه و حتی بهش گفتم دزد ولی کلا به روی خودش نیاورد مردک.

بعد جناب میم هم اخیرا پرنسس شده و این دومین باره با من قهر میکنه.

مثلا امروز بعد از جیغ جیغام که رفت سر کار پیام داد و مبلغی که دیروز برای خونه خرج کرده بودم فزستاد و گفت دیگه برای خونه خرج نکن که منت سر من نذاری!

در صورتی که من هییییچی درباره خرید یا پول حرف نزدم.

تنها چیزی که شاااااااید بشه گفت شبیه به منت بود بهش گفتم من خر نیستم اینقدر تو خونه تنها بمونم و تو سرکار باشی و بعد اینقدر راحت پولتو بخورن و هیچی بهشون نگی!

خلاصه که بعد اون سلیطه بازیا یه دورم زااااار زدم و خوابیدم تا هفت شب😅

ببدار شدم میم هزارتا پیامک داده بود، اول با توپ پرو کم کم تا معذرت خواهی.

ولی تهشم نفهمید و درک نکرد ناراحتی من از چیه.

من ناراحتم چون حس میکنم نمیتونه از حقم دفاع کنه.

حالا اینکه خودم رو تو حضورش کنارم و تو سختی‌هایی که برای پول درآوردن میکشه محق میدونم واقعا شاید مشکل منه!!

هی امروز خودمو فحش دادم که هر چی سرم بیاد حقمه ، منم باید تا میتونم انتظاراتم رو بالا ببرم تا خودش مجبور بشه حقش رو بگیره و اینقدر راحت از پول و وقت و جونش نگذره.

چقدر امروز حس کردم فرسوده شدم، پیر شدم.

.

.

672.

اگه گوشی رو حالت کودک نباشه میره بازار بازی دانلود میکنه🙄 البته من فکر کنم اونجایی که دید باباش دانلود کرد یاد گرفت ولی باز هم خیلی وحشتناکه با یه بار دیدن یاد گرفته😎

دیشب من دستشویی بودم حس کردم مامان گفتنش یه جوریه که داره از یه چیزی میترسه ، اومدم میبینم همه چراغ ها رو خاموش کرده و بعد ترسیده😅

شب ها یه وقتایی با هم پانتولیگ نگاه میکنیم و اداشون رو در میاره و بعضی کلمه‌هایی که میتونه رو تکرار میکنه بعد از اونا، مثل "بعدی" 😍

یه شب وقتی بغلم داشت میخوابید ، چشماش که گرم شد گفت "خَب خوش" اخه من هر شب موقعی که میخواستم بذارم تو تخت خودش بهش میگفتم شبت بخیر مامانی ولی اون شب از تلویزیون برنامه شب خوش رو دید یاد گرفت.

‌‌"آقا" رو خیلی وقته بلده ولی خانوم رو نمیگفت. داشتیم شوخی‌شوخی نگاه میکردیم ، گل‌پسند خانوم رو نشون داد گفت "خ‌َامو" حتی اول فکر کردم منظورش حمومه😅 بعد دیدم گل‌پسند خانوم رو نشون میده.

وقتی کنارم خوابیده نگاهش میکنم و میگم امیدوارم با بزرگ شدنش مهرش به دلم کمتر بشه چون دیوونه میشم اگه ازم دور بشه. چطور طاقت بیارم یه شهر دیگه دانشجو بشه یا ازدواج کنه ازم دور بشه😭

حتی مهد هم دلم طاقت نمیاره بذارمش😭

.

.

671.

یکی دو موردی که جالب بود و جدیدا خونده بودم رو مینویسم براتون.

شاید یه آدم دیگه ‌ای که حال این روزهاش خوب نیست بخونه و حالش بهتر بشه.

.

اول اینکه تویی که خیانت دیدی به هیچ وجه مقصر نیستی، تو هر عیب و ایراد و کم و کاستی داشته باشی دلیل نمیشه طرف به خودش همچین اجازه ای بده. میتونه مشکلش رو بگه تا انتظاراتش رو بر طرف کنی.

و اینکه تو دنیا پره از آدم‌های خوشگل، زیبا،. پولدار،. معروف، خوش اخلاق و همه جوره پرفکت که خیانت دیدن، چندتا نمونه از سلبریتی ها رو میخوای برات نام ببرم؟؟

اینکه کسی خیانت کنه فقط انتخاب خودش بوده همین!

( دلیل این انتخاب حتما باید بررسی بشه، مثلا تنوع طلبی؟ بی بند و باری؟ فشار روانی؟ مشکلات شخصیتی؟ و.... )

دوم اینکه طبق مطالعات آقایون خیلی بیشتر از خانم‌ها به شریکشون خیانت میکنن.

و خیلی جالبه خانم ها اکثرا با موردی برتر از قبلی حاضر به خیانت میشن ولی آقایون صرفا جدید بودن مورد مهمه! نه لزوما برتری!

اینکه بعد از خیانت خیلی از خانم ها اعتماد به نفسشون رو از دست میدن یا دائما با خودشون فکر میکنن از من خوشگل تر بوده؟ جذاب تر بوده؟

نه لزوما، فقط جدید بوده!

.

.

670.

به یه جایی رسیدم که هر چی میخوام بنویسم میگم خب که چی؟ بعدم پاکش میکنم و میرم.

مامانم اعصابش خیلی خرابه و داره به زمین و زمان گیر میده و نمیدونم باید چیکارش کنم.

.

.

669.

یه بار یه نفر عکس میم رو دید گفت شبیه بهرنگ علویه ، از اون موقع هر دفعه بهرنگ علوی رو میبینم دقت میکنم ببینم شبیهه یا نه😅

یه کم شبیهه ولی الان که میم لاغر شده خیلی شبیه نیست صورتش دراز شده.

.

.

668.

ولی بخوام با خودم رو راست باشم دلیلش فقط خستگی روحی و پر بودن ظرفیت روانیم بود.

وقتی مدت‌هاست میمچه مریضه و دهنش بسته نمیشه از گریه، انتظار دارم تو هوامو داشته باشی مرد، نه اینکه اینطوری باهام حرف بزنی.

حقیقتا دلم خواست یه مدت نبینمت.

هشتگ اولین دعوا خونه جدید.

هشتگ اولین دعوایی که من اینقدر داد زدم که گلوم میسوزه.

هشتگ هردمون خسته‌ایم. ولی من اونی‌ام که باید ناز کنه و تو نیومدی نازمو بکشی!

.

.

667.

وای که این پرده طلسم شده.

امشب نصاب اومد ولی آستر پرده رو بنظرم با یه جا دیگه عوض شده، ما ما نیست. هم عرضش کمتره هم طولش بیشتر😭😭😭

اصلنم گردن نگرفت گفت همینیه که خودتون دادین.

مامانمم هی میگفت اشکالی نداره قیمتی نداره، میخریم🙄

بخدا که شیطونه میگه بندازم گردن خودش بخره...

ولی همونم زوره آخه....

پولش به کنار باز کلی علافی داره بخر و بدوز و نصاب و کوفت و زهرمار.

.

.

666.

میم سرکاره و میمچه خوابیده، منم بعد از دو روز تمام درد کشیدن و از صبح سر و کله زدن با یه بچه حال ندار و غرغرو دراز کشیدم وسط کوه اسباب بازی و لباس شسته شده.

سینک پر ظرفه، مواد پیراشکی روی گازه، آماده شده و منتظرم خنک بشه.

با نصاب پرده هماهنگ کردم قراره سر شب بیاد.

بعد از اون باید به فکر نصب لوستر و تعمیر تلویزیون باشیم.

تو فکر میمم، با همه دغدغه‌های این روزهاش ، با همه رفتارهای ریز و درشت این مدت.

به این فکر میکنم که چقدر دوسش دارم و چقدر حاضر نیستم با هیچ چیز تو دنیا عوضش کنم.

و بعد به خودم میگم دختر عجب روزهایی رو گذروندیااااا، چطور زنده موندی؟

از وقتی اومدیم تو این خونه با خودم میگم فقط یه کابوس بود اصلا همچین اتفاقی نیوفتاده.

و خداکنه اون روزها کم و کمرنگ تر بشه تو ذهن هر دوتامون

.

.

665.

امروز پریود شدم و یه جوری استخون دردم که خوابم نمیبره.

مسکن هم نداریم، میخواستم به میم بگم بگیره ولی حوصلم نیومد بگم🙄

.

بعد از یه هفته آقای اتوشویی رو پیدا کردیم که پرده پذیرایی رو تحویل بگیریم ازش آخرم اتو نشده گرفتیم😑 به میم گفتم حالا که پیداش کردیم بگیر ازش که باز گم و گور میشه نمیشه پیداش کرد...

باید زنگ بزنم به نصاب بدم ببره اتو کنه بعدم خودش بیاد نصب کنه.

.

جمعه موسسه شام دعوتمون کرده یه هتل خوشگل تو طرقبه😍 ولی حقیقتا لباسی در حد چسان فسان همکاران گرامی ندارم و ترجیح میدم نرم.

و البته روابط زیادی نرمالایز بین آقایون و خانوما که دیگه من تحملش رو ندارم.

میم یه نموره حس کردم دوس داره که بره گفتم نه خیر من نمیام تو هم نمیری بعد خودش گفت علاقه‌ای هم ندارم برم.

.

خدایا دندون درآوردن بچه‌ها رو با پریود مامانا یکی نکن 😭

مغزم تاب برداشته دیگه😑

.

.

664.

این دو روزی که تعطیل بود همه جوره سنگ تموم گذاشت، هیییچ ایرادی نمیتونم ازش بگیرم.

حتی امشب گفتم هوس پیتزا کردم وقتی بیرون بودیم رفت پیتزا خرید ولی آخرم سر باباش دعوامون شد...

الانم روشو کرده اونور خوابیده، قهره فکر کنم.

نمیدونم برم از دلش در بیارم یا نه...

خسته شدم به خدا.

من اندازه تو مهربون و با گذشت نیستم چیکار کنم...

.

عذاب وجدان دارم...

.

.

بعدا نوشت:

از صدای نفساش میفهمیدم عصبیه.

بالشمو کشیدم کنارش گفتم قهری؟

محکم گفت نه برای چی؟

گفتم چرا اینطوری خوابیدی پس؟

گفتم گشنمه

جواب نداد.

شیشه میمچه رو برداشتم، گفتم شیر داشتیم بازم؟

گفت یه کم.

گفتم خداکنه امشب پانشه.

.

رفتم تو آشپزخونه شیشه رو گذاشتم تو یخچال بعدم پیتزاهامو خوردم اومدم تو اتاق خوابش برده بود.

.

پنجشنبه رفته بودیم برای دستشویی و حموم دمپایی بخریم گفتم من پیاده نمیشم خودت برو.

گفت بیا دیگه اذیت نکن.

گفتم حوصله ندارم بچه هم خوابه نمیشه تنهاش بذاریم که خودت برو.

خلاصه رفت و آخرم چند مدل آورد دم ماشین تا یکیشو انتخاب کردیم.

بعد بهش گفتم لذت بخشه یه چیزی که نیاز خونه ست مرد تنهایی بخره بیاره.

گفت آره به شرطی که بعدش غرغر نشنوه.

امشبم برای پیتزا من پیاده نشدم گفتم هرچی بگیری خوبه.

با میمچه رفت، تا غذا آماده بشه اومد فیشش رو نشون داد که ببینم چی گرفته😅

بعدش که سر باباش حرفمون شد من نرفتم باهاشون غذا بخورم.

حتی اومد دنبالم، حتی برام غذا آورد تو اتاق ولی گفتم برو بیرون...

بعد عذاب وجدان گرفتم که بیچاره تنهایی رفت چیزی که من هوس کردم بخره و زدم تو ذوقش...

ولی واقعا حالم خوب نبود.

کلی چرت و پرت بهش گفتم و گریه کردم تا حالا یه کم حالم بهتره.

.

.

+663.

+عکس.

گناه داره واقعا ولی خیلی رو اعصابمه کارای باباش.

.

.

663.

شما pms رو با بدقولی اتوشویی برای پرده‌ها ، ده روز بی خانمان بودن بابت اسباب کشی و هنوزم رو به راه نبودن خونه رو با مسخره بازی های صاحب خانه اسبق برای پول پیش ادغام کن.

بهانه گیری های یه بچه دو ساله در حال دندون درآوردن بذار کنارش.

پدرشوهر امروز صبح بی‌خبر قبلی اومد😑

جمع کردم اومدم خونه مامانم و حقیقتا دلم میخواد نه خودم و نه بچه رو نبینه تا بفهمه چقدر بی برنامه و بی فکره.

حالا شایدم بچه رو بدم میم ببره.

خدایا دارم خفه میشم زیر این همه حکمت!!!!

.

662.

کجا و بیشتر از همه کی اعتماد به نفست رو خراب کرده و ازت ایراد بیخود گرفته؟؟

مامانم.

تازه خواهرم معتقده تو سوگلی مامانی و مامان همیشه هواتو داره.

.

.

البته مادرشوهرمم تا حالا خییییلی ایراد گرفته ازم مخصوصا تو آشپزی و روابط عمومی!!!

.

.