این هجومِ بی امان حس های بد رو هیچ وقت نفهمیدم دلیلش چیه.

خب محمد بیچاره که گفت منتظرن خواهرش برگرده تا بیان...

اما یه حس غریبی دارم...

حس بدیه...

حس اینکه تموم فکرام بیخود بوده.

فکرشو که میکنم میبینم همین دوشنبه ی هفته ی پیش بود که اومدن...

اما واسه من خیلی طول کشید...

اصلا شاید بیخودی حساس شدم...

محمد هم یکی مث بقیه خواستگارا...

یه حس ِ بی حسی دارم...