17.
داریم سریال مسخره میبینیم ، یهو زن داداشم سرشو میاره کنار گوشم : دیشب به این فکر میکردم که اونا اتاق خالی زیاد دارن ...هرشب میبرتت اونور کلکت رو میکنه! بعدم غش غش خندید...
یه رب فک کردم تا فهمیدم منظورش چیه:|
داداشم فک کنم خیلی خشن بوده:/
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 22:36
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار