عکس بابا و همسرجان و دوتا داداش هارو گذاشتم کنار هم و روش زدم روزتون مبارک و دوتا قلب زدم و گذاشتم پروفایلم ، بعد حالا این شبهه به وجود اومده که شوهر خواهر آیا با دیدن پروفایل من ناراحت خواهد شد که عکس خودش نیست؟ پیشنهاداتی بوده که حالا عکس رو اضافه کنم اما خب بنظر من اینطوری ضایع تره ...

همسر میگه عکس رو اضافه کن اما اون دوتا قلبش رو بردار...

خب اولن که دوست دارم باشن قلبا بعدم اینکه بنظرم الان عوض کنم ضایس ، یه جوریه ، خوشم نمیاد..

بنظرم نذارم انگار یه طور ِ ریزی ماجرا رو طبیعیش کردم رفته.

نمیدونم.

بعد حالا کلا من اصلا ازش عکس ندارم که بخوام بذارم.

.

اینکه اولین روز مردی همسرجان با تولدش یکی شده هم از اتفاقات جالب این روز هاست. روز سه شنبه بیست و دوم فروردین تولد همسرجان است و همچنین روز مرد.

یک ست تی شرت و شلوار راحتی گرفتم براش و یک پیراهن هم با هم رفتیم و به سلیقه ی خودش خریدم براش.

یکی از عکس های آتلیه مون رو هم میخوام چاپ کنم روی کیک تولدش.

کلی نقشه داشتم که کیکش رو خودم درست کنم و غذا و دسر و دیزاین و خلاصه کلی خوشگلی جات اما از یه طرف این سرما خوردگی کوفتی حالم رو گرفته و از طرفی فردا ظهر سالگرد شوهرخالمه و بعدش همه میریم خونه ی خاله م و من دقیقا کی باید وقت کنم به کارام برسم خدا میدونه...

.

سر شبی اومد حالم رو بپرسه و کلی رانی و پرتقال و لیمو شیرین خریده آورده. هر کار هم کردم خودش نخورد گفت نه تو بخور زودتر خوب بشی...

.

موندم روز سه شنبه اون بلوز حریر سفیدم رو با دامن مشکی بپوشم یا اون بلوز صورتی گلدوزی داره که مامان خریده واسم؟

هر دوتاش خوشگله خب .