روز جمعه عروسی دوست همسر جان دعوت بودیم ، شاندیز بود تالارشون.

ماهم که از شب قبل خونه ی همسر بودیم . البته شبا میرفتیم هتل میخوابیدیم.

بعد از ناهار راه افتادیم سمت خونه ی ما که لباس بپوشم و ماشین بابا رو بگیریم که بریم عروسی...

میخواستم یه کت و دامن ساده بپوشم اما زن داداش و خواهرم پیله کردن که نه ... اون دکلته ی عروسی ِ امیر ُ بپوش ...

میخواستم موهامو سشوار کنم اما باز پیله کردن که نه ... موس بزن . 

دیگه با سرعت تمام لباس پوشیدم و راه افتادیم سمت خونه ی همسر که لباس عوض کنه .

کت و شلوار روز عقدمونو پوشید با همون کروات خوشگله .

خیلی دلم میخواس میتونستیم عکس بگیریم دوتایی اما خب نشد.

رفتنمون که خیلی عجله ای شد ...

برگشت هم اونقد راه دور بود که موهام داغون شد دیگه .

اما خوش گذشت ...

ان شاالله عروسی خودمون^_^