آبگرمکن واحد همسر رو تو هتل برداشتن و سرویس بهداشتی فقط آب سرد داره ، سرد که چه عرض کنم ... ییییییخ!!

بخاطر اینکه هوا زودتر گرم بشه دوتا کتری اب میکنم میذارم روی بخاری واقعا هم گرما بیشتر میشه .

صبح واسه نماز همسر یه ظرف برمیداشت و نصفش رو با کتری روی بخاری پر میکرد و نصفش رو با آب شیر ، که من یخ نکنم😍

میدونه من زیاد وول میخورم تو خواب ، دوتا پتو میندازه روم و تا صبح هی چک میکنه که پتو نرفته باشه کنار .

این چند روزی که مامانش نیست و من خونشون بودم ، تو کارها کلی کمکم میکرد و حتی گاهی ظرف ها رو میشست.

یه شب هم اصرار میکرد بریم کارو . میدونستم بخاطر من میگه که نیاز نباشه شام درست کنم ... اما من قبول نکردم و گفتم خودم شام درست میکنم.

یه روزم دوستش ناهار پیش ما موند و ناهار مرغ درست کردم و سوپ و ژله .

البته هنوز در مقدار غذا مشکل دارم 😔 برنجم کم اومد😠

واسه همین من مثلا تو آشپزخونه غذا خوردم که اونا راحت باشن😏

ولی خب طعم و رنگ و ایناش خیلی خوب شد راضی بودم😀

امشبم مشتری کلی میوه آورده حکاکی کنم برای شب چله عروس خانوم💕 چقدر ذوق دارم.

دیشب تا دو شب همسر رو بیدار نگهداشتم که کدو حکاکی کنم😈 هی تشویقم میکرد برام چایی زعفرون درست کرد💑💑💑💑

فدای تموم مهربونیات همسرم.