از وقتی مادرشوهر رفته تهران که پیش هانیه باشه در هفته سه چهار روز میام پیش همسر و سه چهارروز میرم خونمون ، اگه همسر کار نداشته باشه که میاد خونه ی ما ولی اگه کار داشته باشه نمیتونه .

از خونه مادرشوهر دیگ و قابلمه با خودم آوردم تو هتل ، هر شب هم میریم به مقدار نیاز مواد خوراکی میاریم که فرداش من ناهار درست کنم اینجا ...

دیشب رفتیم گوشت و لوبیا و سبزی آوردیم و دارم قرمه سبزی درست میکنم.

گفته بودم همسر قرمه سبزی دوست نداشت و حالا عاشقشه؟؟؟

همسر رو فرستادم آرایشگاه و کلی سفارش کردم که خییییییلی کوتاه نکنی موهاتو هااااااا ... فقط یه ذره مرتبش کن . به ریش و سیبیلتم که کلا دست نمیزنیاااااااا .

عکسای شب یلدامونو از آتلیه گرفتیم .... وای کاش میشد بذارم اینجا ببینین .... خییییییلی خوب شده . خیییییلی ... عاشق سیبیلای همسرم تو عکساااااا

وای خدا .... خیلی سیبیل بهش میاد خب . ولی نمیذاره بی ادب ... سر مسافرت رفت کلا صورتشو صاف کرد .. بهش گفتم باور کن اگه موقع سفر نبود قشنگ جا داشت یه هفته باهات قهر کنم .

میخوام ماست و خیار درست کنم برا ناهار ... آخرم فک کنم یادم بره ... الان دارم مینویسم یادم اومد باز گوشیو بذارم کنار یادم میره مطمئنم.

گفتم بچه هانیه دختره؟؟؟؟