171.
از خونه مادرشوهر دیگ و قابلمه با خودم آوردم تو هتل ، هر شب هم میریم به مقدار نیاز مواد خوراکی میاریم که فرداش من ناهار درست کنم اینجا ...
دیشب رفتیم گوشت و لوبیا و سبزی آوردیم و دارم قرمه سبزی درست میکنم.
گفته بودم همسر قرمه سبزی دوست نداشت و حالا عاشقشه؟؟؟
همسر رو فرستادم آرایشگاه و کلی سفارش کردم که خییییییلی کوتاه نکنی موهاتو هااااااا ... فقط یه ذره مرتبش کن . به ریش و سیبیلتم که کلا دست نمیزنیاااااااا .
عکسای شب یلدامونو از آتلیه گرفتیم .... وای کاش میشد بذارم اینجا ببینین .... خییییییلی خوب شده . خیییییلی ... عاشق سیبیلای همسرم تو عکساااااا
وای خدا .... خیلی سیبیل بهش میاد خب . ولی نمیذاره بی ادب ... سر مسافرت رفت کلا صورتشو صاف کرد .. بهش گفتم باور کن اگه موقع سفر نبود قشنگ جا داشت یه هفته باهات قهر کنم .
میخوام ماست و خیار درست کنم برا ناهار ... آخرم فک کنم یادم بره ... الان دارم مینویسم یادم اومد باز گوشیو بذارم کنار یادم میره مطمئنم.
گفتم بچه هانیه دختره؟؟؟؟
پیوند دختر خزان و پسر بهار