176.
ولنتاین پارسال تو بازار بودیم مشغول خرید عقد ، ولنتاین امسال مراسم تدفین عموی مامانم....
ما که کلا رسم و رسوم ولنتاین نداریم ، در حد یک استیکر و چهارتا قربونت بشم فدات بشم تموم شد رفت.
و من همچنان مشغول آماده کردن تدارکات جشن سالگرد ازدواج ...
کادو هم خریدم.
البته خدا خیرش بده آق میرزا جان رو.
آق میرزا کیه؟ ( یعنی شوهر خواهر که فکر کنم مربوط به یزد باشه )
گفته بودم یه رگ یزدی دارم؟
اگه در نظر بگیریم من چهارتا رگ داشتم باشم میشه : ارومیه . تهران . یزد . مشهد
دیگه فکر کن بچمون چی بشه ...خخخخخ
به این رگ ها یه دامغان هم اضافه میشه .
داشتم میگفتم.... آق میرزا از جانب من برای همسر کتاب خریده .
گفتم وقت ندارم بیرون برم و بنده خدا ظهری که از اداره میومده کتاب خرید و داد خونمون و رفت خونشون. دستش بی بلا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 23:7
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار