ولنتاین پارسال تو بازار بودیم مشغول خرید عقد ، ولنتاین امسال مراسم تدفین عموی مامانم....

ما که کلا رسم و رسوم ولنتاین نداریم ، در حد یک استیکر و چهارتا قربونت بشم فدات بشم تموم شد رفت.

و من همچنان مشغول آماده کردن تدارکات جشن سالگرد ازدواج ...

کادو هم خریدم.

البته خدا خیرش بده آق میرزا جان رو.

آق میرزا کیه؟ ( یعنی شوهر خواهر که فکر کنم مربوط به یزد باشه )

گفته بودم یه رگ یزدی دارم؟

اگه در نظر بگیریم من چهارتا رگ داشتم باشم میشه : ارومیه . تهران . یزد . مشهد

دیگه فکر کن بچمون چی بشه ...خخخخخ

به این رگ ها یه دامغان هم اضافه میشه .

داشتم میگفتم.... آق میرزا از جانب من برای همسر کتاب خریده .

گفتم وقت ندارم بیرون برم و بنده خدا ظهری که از اداره میومده کتاب خرید و داد خونمون و رفت خونشون. دستش بی بلا