323.
سه شنبه دل رو زدیم به دریا و میمچه رو بردیم تازه واکسن چهارماهگی رو زد😬 اما تو دلم تا اونجا سلام و صلوات که خدایا بچم اذیت نشه گناه داره.
برای ام البنین و نرجس خاتون صلوات نذر کردم که بچه اذیت نشه.
تو خونه هم بهش استامینوفن داده بودم.
رفتیم و طبق روال قد و وزن رو گرفت، شده بود 7700 و 70 سانتی متر😍
از اون روزی که رفته بودیم دکتر بزرگتر شده بود و خب قدش رو حدس میزدم بیشتر شده باشه چون خوابش میبرد میخواستم جابه جاش کنم به چشمم بلندتر میومد🥺
گفت تا 72 ساعت ممکنه واکسن عوارض داشته باشه اما همون روز اول فقط تب کرد و بچم پاهاش رو تکون نمیداد درد داشت😭😭😭
پسر شر و شلوغ من که آروم و قرار نداره، میخوابید رو پام و تکون نمیخورد. هی دستمال خیس رو پیشونی و پاهاش میذاشتم و جیگرم کباب بود برای گریه هاش😭
هر چی بود خداروشکر به خیر گذشت و ان شاالله که تموم شده عوارضش هم.
.
شدیدا احساس نیاز پیدا کردم به این تبلت جادویی ها🤣🤣🤣
میخوام بخرم اما یه حسی بهم میگه خجالت بکش زشته.
آقا خیلی باحاله خب، نهایتا دلم رو زد میذارمش کنار میمچه بزرگ شد بازی کنه.
.
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار