میمچه با یه سرعتی داره بزرگ میشه که در حیرتم🥲نمیدونم ذوق کنم و خوشحال باشم یا ناراحت باشم از اینکه روز به روز مستقل تر میشه🥺

خیلی وقته دستش رو میگیره به جایی و بلند میشه و راه میره. در حد اینکه بین مبل ها جا به جا بشه یا ازین سر میز تلویزیون تا اون سر میز میره. بعدم پاشو باز میکنه و میشینه زمین، یا جدیدا پاشو تا کرد و نشست.

دو زانو( مثل تشهد نماز) میشینه و ادای بال زدن در میاره😍

وقتی میخواد صدامون کنه سرفه الکی میکنه😅 یعنی بهم توجه کن.

وسط بازیاش یهو میاد بغلم صورتشو میذاره تو گردنم بعد ول میکنه میره دنبال بازیش.

روی همه چیز تپ تپ ضربه میزنه.

سعی میکنه زیر نویس برنامه های تلویزیون رو بگیره🥺 رد انگشت‌هاش پایین تلویزیون هست😍

بطری های کنار کابینت رو در میاره😈

اگه بالشت نزدیک مبل باشه میره روی بالشت و بعدم روی مبل.

رابطه بین کنترل و تلویزیون رو فهمیده و تا کنترل دستمون میبینه( در حالیکه تلویزیون خاموشه) به تلویزیون نگاه میکنه.

تلفنی با خواهرم، مامانم و بابام حرف میزنه. میخنده و دد، دد میکنه.

صدای کلید باباش رو میشناسه وقتی میاد خونه😍

وقتی میریم حموم میاد پشت در، در میزنه😅 یا حتی دستشویی 😠

خودش میره دو زانو روی ماشینش میشینه، دیشب که من سوارش کردم، خودش خیلی مسلط ازش پیاده شد( مثل موتور)

وقتی بغلمه و میرم سمت شیر آب، چشم هاش رو میبنده و میدونه میخوام صورتش رو بشورم.

وقتی من و میم بغل همیم، میاد منو جدا میکنه و خودش میاد بغلم بعد که خیالش راحت شد میره بغل میم.

با دست راستش دو نشون میده ✌️میدونه میم خوشش میاد، میره تپ تپ میزنه روپای میم وقتی نگاش میکنه، دو✌️ نشون میده😅

عاااشق کبابه😅

میره سر کشو ها، سبد لباس چرکا وسبد پوشکش🙈

امروز من تو آشپزخونه بودم فکر کردم داره بازی میکنه، اما رفته بود تو حموم( یه پله کوچولو داره) و با تشت و چهارپایه تپ تپ میکرد.

تو روروئک براش بيسکوئيت و خوراکی میذارم، بر میداره میخوره و وقتی سیر شد بقیه ش رو میریزه زمین🤪

دوتا دندون پایینش درومده و بالا زیر پوسته، دیده میشه( فقط نمیدونم چرا عقب تره، مثلا جای دندون های نیش)

تو اتاق که میخوابیم، بیدار میشه یه وقتایی میاد سراغ من بیدارم میکنه یه وقتایی هم میره سمت در که بره بیرون.

بالش و پتو رو میشناسه و هرجا ببینه سرش رو میذاره🤗😍🤗😍

چند روز پیش که اسهال بود و پاش حسابی سوخته بود، براش آب سیب گرفتم دوتا شیشه خورد خوب شد. هم اسهالش و هم سوختگیش.

اوایل فقط خودش میرفت سراغ میز تلویزیون اما الان اسباب بازی هاش رو هم میبره و بعد با اونا تپ تپ میزنه روی میز.

شارژر یا موبایل میم روی میز باشه، روی پنجه پاش قد بلندی میکنه و برشون میداره.

معمولا هر دو سه ساعت یکبار یه 90 میل شیر میخوره و رو پام یه چرت نیم ساعت یه ساعتی میزنه. ولی پاشنه های پام داره به فنا میره😭😭

دو سه باری شده که میاد بغلم و یه ساعتی هی تو دست و پام میلوله تا خوابش میبره. اگه روالش اینطوری بشه خیلی بهتره واقعا دیگه از پا درد اذیتم.

.