امروز بعد یه هفته از خونه درومدم رفتم خونه مامانم که حال و هوامون عوض بشه.

حال میمچه ظاهرا بهتر بود اما یهو میزد زیر گریه و بنظر میومد گلوش درد میکنه.

اومدیم خونه باز اون گریه های به ظاهر بی دلیل و ممتد و جیغ وارش رو شروع کرد و هر کاری کردم آروم نشد.

بهش عرق چهار زیره هم دادم و جیغ زد.

بقیه داروهاش رو هم داده بودم.

دادمش بغل میم و خودم زدم زیر گریه... ضجه زدماااااا. البته هنوزم تخلیه نشدم.

بابا جان ده ماهت تمومه دست بردار از این همه گریه. نمیکشم بخدا نمیکشم

.

.