375.
امروز روز خواب مادر پسری بود😅
ناهار برنج داشتیم با تن ماهی، بنابراین من و میمچه خوابیدیم تا ساعت یک ظهر😅
بعدم یه کم خونه رو مرتب کردیم و خیلی خسته شدیم!!
با مامانم صحبت کردم سرماخورده بود بنده خدا روزه هم گرفته بود، برای افطارش آش شلغم درست کردم میم برد براش.
نعنا رو تو یه کم روغن تفت دادم +زردچوبه + یه تیکه جعفری و هویچ که برای سوپ تو فریزر آماده کردم + یه تیکه مرغ + حدود ده تا شلغم کوچیک + یه پیمونه برنج نیمه و سه قاشق لپه... آب ریختم و همه باهم گذاشتم تو زودپز چون وقت نبود تا افطار.
خوشمزه هم شده بود، میتونید موقع خوردن ماست یا رب انار بهش اضافه کنید.
من با ماست دوست دارم مامانم با رب انار.
برای میمچه هم چون باز بی اشتها شده شیر تخم مرغ درست کردم یه کم معده ش جون بگیره
یه قاشق شیر سرد + دو سه حبه نشاسته + یه قاشق چایخوری شکر+یک زرده تخم مرغ با هم هم میزنم تا نشاسته کامل حل بشه بعد یه لیوان شیر اضافه میکنم + هل یا گلاب یا وانیل یه کم
رو حرارت کم هم میزنم تا جوش بیاد یه کم که جوشید خاموش میکنم و یه بند انگشت کره میندازم حل بشه...
باید رقیق باشه که از شیشه شیرش رد بشه وگرنه با قاشق نمیخوره.
ناهار فردا هم قرمه سبزی پختم، فردا صبح دلم میخواد برم بیرون.
نمیدونم قسمتم میشه برم حرم یا برم خونه خواهرم...
حوصلم سررفته.
این بود روز تنبلانه ما🤪
پدر و پسر خوابن، منم منتظرم قرمه سبزی رو خاموش کنم و برم لالا.
بعد نوشت :
خوابم نمیبره گفتم بیام اینو تعریف کنم..
من تو آشپزخونه داشتم فرنی میمچه و ناهار فردا رو آماده میکردم، میمچه پیش باباش بود اما در تقلا که خودشو آزاد کنه بیاد پیش من. موفق نمیشد هم گریه زاری میکرد.
من کارم تموم شد اومدم شیر درست کردم و بساط خواب چیدم بچه رو گرفتم ازش، چشمم افتاد به میم، موهاش بهم ریخته بود و صورتش انگار که از یه دعوای لفظی برگشته باشه برافروخته و عصبانی و با نگاه برو از جلو چشمم دور شو به میمچه ساکت و مظلوم که روپای من داشت خوابش میبرد خیره شده بود...
خنده م گرفت، صداش زدم وقتی دید دارم بهش میخندم اونم زد زیر خنده.....
حالا ما دوتا غش کردیم از خنده، میمچه هم نیم خیز شد ببینه ماجرا چیه😅
آخه چند روز پیش که من حسابی از دست گریه های میمچه عصبانی بودم دو دستی زدم تو سرم و میم ناراحت شد که چرا اینطوری میکنی بچه ست دیگه گریه میکنه!!!
حالا امشب نوبت خودش بود و از اینکه به حرف من رسیده بود میخندیدیم🤣
.
برای میمچه ژل دندون گرفتیم اما هیییچ اثری نداره، کماکان وقتی از درد عصبانی میشه و داد میزنه بهش استامينوفن میدم و خیلی از این موضوع نگرانم...
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار