393.
برای میمچه یه شیشه شیر و یه پستونک مارک خریده بودم و خداتومن پولش رو داده بودم تو این بی پولی! بعد اینا رو فقط تو مهمونیا استفاده میکردم حالا دیشب میبینم هم سرشیشه ش پاره شده و هم پستونکش.
الان فکر کنم همه پولای تولدش رو باید صرف شیشه و پستونک کنم😅
.
دو سال پیش نیمه شعبان شیرینی خریدیم و با میم تو خیابون پخش کردیم، تو دلم آرزو کردم تا سال بعدش خدا بهم یه پسر بده😍 ولی حتی به میم هم نگفتم.
سال بعدش، نیمه شعبان میمچه بغلم بود.
دیشب برای میم تعریف کردم آرزوی اون سال رو. میم گفت خب امسالم آرزو کن خدا بهم کار خوب بده و ماشین رو عوض کنیم.
یه جعبه رولت خریدیم و اومدیم خونه مامان، همه خوردیم بقیشم میم گفت شب میبریم پخش میکنیم.
خداکنه تا سال بعد هممون به آرزوهامون برسیم😍
.
.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 16:39
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار