چند روز پیش مامان میم زنگ زد که شما میایین یا ما بلیط بگیریم؟؟

پس از دودوتا صفر شدنای مختلف برای فردا بلیط گرفتیم.

میمچه دیگه تقریبا یک ماه بیشتره که شبا بیداره تا شش صبح، بد اخلاق و غرغرو! کم غذا و مامانی!

و من تو این شرایط خیلی سختمه اونجا بمونم. دیشب که دیگه از گریه های میمچه به تنگ اومده بودم گفتم بلیط ها رو پس بده، میخوای هم خودت برو من نمیام.

وقتی اینطوری الم شنگه راه میندازه حتی خونه مامانمم نمیخوام باشم.

شب خواب دیدم دارم زار میزنم بریم کربلا😭😭😭😭

خدایا خودت کمکم کن، میمچه آروم و خوش اخلاق باشه بالاخره اونا هم پدر و مادرن و حق دارن بچشونو ببینن.

.

.