451.
به مامان گفتم بیا پیش میمچه میخوام اشترودل درست کنم( نمیدونم چرا از درست کردن خمیر داره خوشم میاد😅)
داشتن باهم بازی میکردن یهو مامانم جیغ زد: دندونش درومده!!!
گفتم : نه بابا
اومدم چک کردم دیدم آره درومده... نیشش نه، بعدیش درومده
چرا تیکه پاره درمیاره دندون؟؟؟
بعد همش بالا داره در میاد، پایین همین دوتا مونده!
.
.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 17:59
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار