برای فردا قیمه بار گذاشتم.

لباس های میمچه که کوچیک شدن، رخت خواب نوزادیش و روروئکش رو بسته بندی کردم ببرم بذارم خونه مامان.

لباس گرماش رو هم جمع کردم.

ولی بغضم موقع دیدن لباس کوچیکاش🥺 کوچولوی دوکیلو و دویستی من که هییییچ لباسی اندازه ش نمیشد و حتی دوصفر هم بزرگش بود🥺 کلاه های نوزادی همه براش گشاد بود🥺

عشق کوچولوی من😍 خداروشکر که بزرگ شدی.

همه ی لباسایی که با حسرت نگاشون میکردم که کِی اندازه ت میشن، رو کهنه کردی و یه عالمه لباس جدید هم برات خریدیم🥰

یه لیست باید بنویسم از خریدهای خونه، تخم مرغ، گوجه فرنگی، ببینم تو رسپی کیک اگه ماست یا شیر میخواد... و شکر هم آخراشه.

پتو تابستونی خودمونم باید بدم بشورن و این پتو گرمه رو جمع کنم.

خدایا به دل میم بنداز بیاد بریم ازون گیره خوشگلا که میخوام برام بخره😬برای میمچه هم آلبوم میخوام عکساش رو بذارم😇

خدایا؟ آمین🤲

.

.