+465.
برای فردا قیمه بار گذاشتم.
لباس های میمچه که کوچیک شدن، رخت خواب نوزادیش و روروئکش رو بسته بندی کردم ببرم بذارم خونه مامان.
لباس گرماش رو هم جمع کردم.
ولی بغضم موقع دیدن لباس کوچیکاش🥺 کوچولوی دوکیلو و دویستی من که هییییچ لباسی اندازه ش نمیشد و حتی دوصفر هم بزرگش بود🥺 کلاه های نوزادی همه براش گشاد بود🥺
عشق کوچولوی من😍 خداروشکر که بزرگ شدی.
همه ی لباسایی که با حسرت نگاشون میکردم که کِی اندازه ت میشن، رو کهنه کردی و یه عالمه لباس جدید هم برات خریدیم🥰
یه لیست باید بنویسم از خریدهای خونه، تخم مرغ، گوجه فرنگی، ببینم تو رسپی کیک اگه ماست یا شیر میخواد... و شکر هم آخراشه.
پتو تابستونی خودمونم باید بدم بشورن و این پتو گرمه رو جمع کنم.
خدایا به دل میم بنداز بیاد بریم ازون گیره خوشگلا که میخوام برام بخره😬برای میمچه هم آلبوم میخوام عکساش رو بذارم😇
خدایا؟ آمین🤲
.
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار