آره قطعا دارم ناشکری میکنم.

هر سه تامون سالمیم، رابطه‌مون خوبه. خدا یه شغلی برای میم درست کرده که بتونه روزی حلال بیاره خونه و خب البته مثل کار قبلش خطرناک نیست.

یه ایده‌هایی تو سرمون داریم که باید قدم‌های کوچیک و آهسته برداریم برای رسیدن بهش و میتونیم از همینجا هم شروع کنیم.

میمچه روز به روز باهوش تر میشه و میخواد چیزای جدیدتری تجربه کنه، بیشتر ببینه بیشتر لمس کنه و خب طبیعتا هنوز برای فهمیدن خطر خیلی زوده.

میم اگر چه خسته‌است ولی ناامید نیست.

هر روزی که میگذره به تحویل خونمون داریم نزدیک تر میشیم😅😅

چهارشنبه این هفته سالگرد عروسی مونه و شش سال میشه که ما هم‌خونه شدیم😍

یک ماه اول من هر روز فیلم عروسی‌مونو نگاه میکردم ولی الان اصلا نمیدونم کجا گذاشتمش😅😅

امشب با میمچه گرگم به هوا بازی کردم ساعت یک نصف شب😬 و چقددددر بچه خندید!

دندون‌های نیش بالا و کرسی‌های پایین یه کوچولو دراومدن🤩

فردا ناهار یه استانبولی خوشمززززه با سالاد شیرازی درست میکنم😋😋😋

.

.

.