518.
یه فکتی بود با این مضمون که وقتی رابطه دختر و پسر کات میشه، دختره روزها گریه میکنه افسرده میشه و حالش بده تا کم کم سرپا بشه و به زندگی برگرده ولی پسره به زندگیش میرسه و بعد مدتی دلش تنگ میشه و افسرده میشه.
روزهای اولی که کار میم شروع شد داشتم دق میکردم از ندیدنش، و حتی دلگیر شدم از اینکه میم چرا دل تنگی نمیکنه و چیزی نمیگه!
الان که یک ماه گذشته، من عادت کردم تقریبا خودمو وفق دادم به ندیدنش و نبودنش. حالا امروز هی پیام میده دلم برای باهم بودنمون تنگ شده چند وقته درست و حسابی ندیدمتون.
نمیگم دیگه دوست ندارم ببینمش یا بیشتر باهم باشیم، هنوزم وقتی میاد خونه قلبم تندتر میزنه و چشمام قشنگ تر میشه ولی راستش خیلی هم مشتاق نیستم مثل یک ماه پیش....
.
.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 16:8
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار