545.
زندگی یه جوری رو دور تنده که حقیقتا به گرد پاش نمیرسم.
حال و هوای روحیم نوسان داره هنوز اما بهترم، من و میمچه یه سرماخوردگی رو رد کردیم که میمچه آخراشه...
اتفاقات جهان رو بگو، هر روز یه خبر جدید و ان شاالله اوضاع جهان رو به راه میشه با مدد مولا.
مامان میم همون روز که از کراتین برگشتم اومد مشهد، بعد جالبه که هنوز به رومون نیاورد موهای منو😅 نمیدونم متوجه نشده یا بنظرش اهمیتی نداشته😅
میم هنوز وکالتهایی که گفتمو نداده! من بنظرم میومد تعللش بخاطر اینه که میخواد نده.
ولی میگه: یه کم سرم خلوت بشه میریم، من هرکاری برای اینکه خیالت راحت بشه انجام میدم.
.
.
کامنت ها حتما سر فرصت تایید میشن. ببخشید.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 2:17
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار