551.
همین نیم ساعت پیش وقتی برای چندمین بار چیزی از اتاق لازم داشتم و تو تاریکی نمیتونستم پیدا کنم دلم میخواست داد بزنم : وقتی مردم بیا سر قبرم چراغ روشن کن!
ولی هی به خودم گفتم ساکت باش خسته ست گناه داره.
چرا هر چی تو خونه ما خراب میشه دیگه درست نمیشه؟؟
.
.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 1:5
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار