میمچه داشت کارتون میدید، منم گوشیو زده بودم رو اسپیکر با خواهرم صحبت میکردم.

یهو میمچه پاشد و روشو کرد به من، انگشتش رو گذاشت رو بینی‌ش و گفت‌:هیسسسس‌

🥹🥹🥹

بعد نوشت:

داشتیم با ماشین میرفتیم پارک، از جلو نگهبانی مجتمع که میخواستیم رد بشیم میمچه دستشو برد بالا و سلام کرد( کاری که همیشه باباش میکنه)

میم میکوبید رو فرمون و جیغ میزد وای وای بچه میزنمت🤣🤣🤣

.

.