563.
اولین هایپر گردی با بچه با غلط کردم تو رو آوردم خاتمه یافت🤣 بعد سالی اومدیم بریم هایپری که من دوسش دارم اونقدر نق زد و غر زد که نفهمیدم چطوری برگشتیم بعد تازه یادمون رفت ماشین رو کدوم طبقه پارک کردیم و کلی دنبال ماشین گشتیم😵💫😵💫
اومدیم خونه لباس های میم و جوراباشو انداختم تو ماشین شستم، موقع پهن کرد میمچه رفت از تو ماشین جوراب آورد پهن کرد رو جا رختی😭😭 بهش گفتم آفرین مامان برو بازم بیار رفت دوباره بغلشو پر جوراب کرد آورد😭😭
.
پنج شنبه که رفته بودم موسسه یه سلفی گرفتم، یواشکی گذاشتم بک گراند گوشی میم😁 یه کوچولو اعتراض کرد یهو کسی میبینه زشته.
گفتم نه زشت نیست😎
برنداشته هنوز رو گوشیشه😍
.
فردا هم باید شام درست کنم هم ناهار برای میم که بعدا با خودش ببره ولی هیچ ایده ای ندارم🥲
چند تا ماشین لباس باید بندازم.
واقعا آشپزخونه نیاز به شست و شو اساسی داره، یخچال، پاسماوری، کابینت ها، سرامیک، سولاردم و... 😭
.
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار