574.
اندراحوالات مهمون داری چیزی ندارم بگم جز تکرار مکررات.
دوباره برگشتم اینستا و عجیب حس خوبی دارم، دلم برای بچهاولم تنگ شده بود😍😍
امروز موسسهم و میمچه خونه مامانمه، دلم میخواد تا شب بمونم و با میم برگردم ولی دلم برای بچه تنگ شده😭 صبح گردنمو محکم گرفته بود و نمیرفت پیش مامانم😭😭
تو بوفه کلی جابه جایی کردم یه کم فضا باز شد، داشتم خفه میشدم از شلوغی🥲
استادها هنوز سراغ پیراشکیهای خودمونو میگیرن🥹🥹 یه فکرایی داریم براش نمیدونم بشه یا نه.
.
میم داشت اطلاعات جدیدی راجع به ساعت هوشمند میداد، گفتم الان خوشحال باشم قراره هفته دیگه سورپرایزم کنی؟ 😍
گفت آره.( ولی صورتش پوکر بود)
گفتم ولی قیافت شبیه اونایی که میخوان سورپرایز کنن نیست😁
.
به فاطمه گفتم پست ذوق مرگم رو برای میم بفرسته ولی به من نگه که فرستاده😅
شماره میم رو هم نداره و نمیدونم اخرم بگه یا نه😁
.
کلی طلبکارم از میم و هی تو سرم آهنگ 'اگه پولامه بدن واست عروسی میگیروم' محسن چاووشی پلی میشه😎
.
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار