میم امروز قرار نبود بیاد ناهار ولی پیام داد دارم میام حاضر باشین بریم دور دور.

رفتیم دوتا از کارهای عقب افتاده رو انجام دادیم.

ما رو رسوند خونه و دوباره رفت سرکار.

شب که اومد بهش میگم، امروز برای دل من اومدی بردیمون بیرون؟ 😍😍😍

گفت : نه کار زیاد داشتیم گفتم بیام انجام بشه

:/

گفتم : ولی من فکر کردم چون دیدی صبح باهات قهرم اومدییییی!!!

_مگه قهر بودی؟

+یعنی حتی نفهمیدی قهر بودم؟؟؟

_دلیلی نداشت باهام قهر کنی!!

+ندیدی صبح میخواستی بغلم کنی نذاشتم؟

_ولی من بغلت کردم!

+اون بغل زورکی یکطرفه نچسب بود!

_اهان چون دیشب بیرون خوابم برد قهر بودی؟ بیهوش شدم.

.

.