دیروز با میمچه روز سختی رو گذرونده بودم، ویروسه یا دندون جدید نمیدونم و چند روزه بیچارم کرده علل الخصوص دیروز...

بعد پست دیشب، میم اومد بخوابه رفتم بغلش گفتم میخوام گریه کنم.

گفت نه تو روخدا گریه نکن.( خییییلی خسته بود و اونم روز نسبتا سختی رو گذرونده بود محل کارش)

ولی حدود یک ساعت بی وقفه گریه کردم!

اول فکر کرد بخاطر میمچه است.

وقتی گفتم:فکر میکردم یادم بره ولی یادم نمیره.

محکم تر بغلم کرد.

چند بار گفت غلط‌کردم. ببخشید

گریه نمیکرد ولی صداش در نمیومد، صورتش قرمز شده بود.

امروزم که رفت سرکار یه پیام بلندبالا نوشته برای معذرت خواهی.

من چی میخوام بگه؟ اینکه تکرار نمیشه کارش.

ولی این جمله رو نمیگه!

.