605.
صبح پیام داد که عزیزم از اینکه با اشتباهم باعث شدم این همه اذیت بشی تا آخر عمر شرمندتم ولی بدون اندازه تمام دنیا دوستت دارم و یک تار موت رو با دنیا عوض نمیکنم.
منم اسکرین شات دو پست قبلی رو فرستادم.
گفت من که دست رو قرآن گذاشتم که دیگه تکرار نمیشه.
و کلی دلداریم داد که حق داری به این زودیا فراموش نکنی مسئله کوچیکی نبوده و اینا.
گفت میخوای وقت بگیری بری مشاور؟
گفتم نمیدونم.
.
.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم دی ۱۴۰۳ ساعت 20:58
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار