620.
فاطمه امروز بعد دانشگاه اومد خونمون...
میگفت داره میره پیش روانپزشک و دارو میخوره...
گفت حتی به مامان و بابامم نگفتم و پولشو دارم از حقوق خودم میدم...
سعی کردم از چشمام نخونه که چقدر حالم بد شد.
زدم به در شوخی و مسخره بازی که برو بابا دکتره چیزی حالیش نیست باید تو رو بستری میکرد دارو جواب نمیده!!
گفتم الان خودت فکر میکنی افسردگیت از کجا شروع شد؟
گفت سه سال خودمو کشتم برای کنکورم.
حالا چی داریم؟
دانشجو روانشناسی تو یه دانشگاه نسبتا خوب که داره پیش روانپزشک دارو افسردگی مصرف میکنه!!
.
.
.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 0:25
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار