سلام فرانک جان.

واقعا ازت ممنونم که وقت گذاشتی هم برای خوندن، هم برای نوشتن و راهنمایی کردن من. آدمایی مثل تو کیمیا و ارزشمند هستند.

تا حد خییییییلی زیادی با حرفات موافقم، ولی فکر میکنم تعاریفی که ما از خدا و فرشتگان و حتی زندگی و دنیا داریم با هم متفاوته.

مثلا اگر اشتباه مادی هم بود حتما من همین حرفو میزدم😅😅

چون من معتقدم ما اومدیم چند سالی تو این دنیا که با آزمون و خطا تو هر چیزی، یاد بگیریم و این یاد گرفتنه تعیین میکنه زندگی جاودانه ما که تو آخرته متفاوت باشه.

خدا اون بالا بیکار ننشسته برای ما نقشه بکشه.

خدا مهربون تر و داناتر از من نسبت به من هست، میدونه چه نقشه و چه پستی بلندی هایی برای من مداد لازمه که چیزایی که باید یادبگیرم که تو زندگی جاودانه به دردم میخوره.

این که میگم قرار بوده اتفاق بدتری بیوفته برامون، فکرشو بکن من اونشب مچ میم رو نگرفته بودم و میم همچنان به کارش ادامه داده بود. عاقبت زندگی ما چی میشد؟

من این روزا حالم خوب نیست و قبول دارم که در مقابل تراپی رفتن لجبازی بیخودی میکنم و خودمم توجیهی براش ندارم فعلا ولی هر دومون کلی درباره ش حرف زدیم، کلی پادکست گوش کردیم کلی مقاله خوندیم، تا حد زیادی علت یابی کردیم که دارم میگم درس‌هایی که از ماجرا یاد گرفتیم چیه.

مطمئنم تراپی رفتن هم برای من لازمه هم برای میم و حتما باید بریم ولی اینکه چرا داریم مقاومت میکنیم شاید بخشی از مراحلیه که باید طی کنیم.

.

.