641.
دیروز ظهر مامان و بابای میم برگشتن شهرشون بعد از یک ماه.
شب قبلش تولد میمچه بود و یه جشن کوچولو گرفتیم پتج نفری.
امروزم افتادم به جون خونه که خیلی نامرتب و کثیف شده و البته هنوز مرددم فرش و مبل ها رو بدم بشورن یا نه😶
دیروز تا حالا دو تا ماشین لباس شستم، دوتا دیگه هم باید بشورم بعد برم سراغ ملحفه ها و روبالشی ها.
حوله ها لکه هاشون تو ماشین پاک نمیشه،. باید با دست بشورم.
فردا حتما باید بریم سراغ انباری، یه عالمه چیز به درد نخور میم جمع کرده بریزیم بیرون بعدشم وسایل کارم رو که تو حاملگیم جمع کردم بردم انباری رو دوباره بیاره بالا...
و نکته مهم اینکه اگه تا ماه رمضان پریود نشدم بیبی چک بگیرم😶
.
.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 13:11
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار