642.
میم اینطوریه که وقتی گله میکنم که بهم توجه کن، باهام مهربون باش گوش میکنه بغلم میکنه، از خونه بره بیرون پیامک عشقولانه میده.
ولی نهایتا 24 ساعت یادشه.
باز یادش میره و بر میگرده تو خودش.
اخیرا که حال و روزم خوب نیست و میدونه مقصره، تا میبینه گریه زاری میکنم مهربون میشه و به محض اینکه میبینه حالم یه کم خوبه و میخندم تمام!
حرف عشقولانه زدنش یا پیامکه یا مواقع خاص!
یه وقتایی دلم برای روزای اول آشنایی مون تنگ میشه، اونوقتا که یه جوری نگام میکرد انگار از آسمون رسیدم...
اون وقتا که تو خیابون دستشو دراز میکرد دستمو بگیره.
اونوقتا که شب تا صبح بغلش بودم و اگه غلت میزدم دوباره میکشید منو سمت خودش...
الان؟
بخوام خلاصه کنم باید بگم اصلا نمیبینه منو.
حرف میزنه؟ فقط درباره کار!
نهایتا یکی دو جمله درباره بچه.
ولی میدونم خیلی خسته ست، درگیری ذهنیش خیلی زیاده.
باید دل خوش کنم به همین مردی که صبح تا شب فقط پیامکی دارمش و شب وقتی خوابه به نفساش گوش کنم.
.
.
پیوند دختر خزان و پسر بهار