706.
ریزش موهام سرسام آور شده، کوتاهشون کردم و تقریبا همه کراتینها رفتن و دوباره شدم همون مداد فرفری😅
موهامو شستم و ماسک مو زدم، آبرسان زدم و دارم از خنکی پوستم لذت میبرم.
پسرک تازه از چرت بعدازظهرش بیدار شده و هنوز منگه😍
ناهار فردا رو قیمه گذاشتم ولی هیچ ایدهای برای شام ندارم.
از طرفی دوروزه معدهم بهم ریخته و غذا نخوردم و الان حسابی گرسنهام.
خودم چند روز پیش به میم گفتم بیا کمتر غذا از بیرون بگیریم نهایتا ماهی دوبار😑 و الان نادم و پشیمونم🤣🤣
میم چند شبه افتاده رو دور گل خریدن و در هفته یکی دو شب یه شاخه گل برام میخره، بنظرم خرج اضافه ست ولی دارم تلاش میکنم که ذوق کنم و نشون بدم خوشحال میشم😅 و خب البته بوی گل رو خیلی دوس دارم و در روز چند بار میرم بو میکنم و لذت میبرم🌹
برم تخم مرغ آب پز کنم شام بخوریم😑😑😑گوجه و خیارشورم داریم.
.
.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 20:28
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار