716.
فردا مهمون دارم.
و خونه کثیفه، مثلا میخواستم امروز عصر که میم خونه ست با هم خونه رو تمیز کنیم ولی خیلی همکاری نکرد البته حقم داره خیلی خسته بود.
تا ساعت هفت و نیم که خوابید، بعدم تا چایی خورد و یه کم هشیار شد رفت دنبال خریدهای بوفه بعدم باهم رفتیم برای فردا یه کم خرید داشتم.
برگشتیم میم رفت سراغ ظرفا ، منم مرتب کردن خونه و یخچال و جمع کردن اسباب بازی ها و شستن دستشویی و این وسط شامم آماده کردم و میوه هم دادم بهشون.
میم خیلی آروم کار میکنه، چندتا تیکه ظرف شست من هزارتیکه جمع و جور کردم خونه رو😐
خونه یه جارو و گردگیری حساااابی لازم داره.
گازم نشستم...
کاش کسی نیاد تو آشپزخونه گاز رو ببینه😑
فردا صبح زود باید پاشم که به کارهام برسم.
خیلی ذوق دارم برای فردا😍 خداکنه همه چی خوب بشه.
.
.
+ نوشته شده در شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 0:43
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار