فردا مهمون دارم.

و خونه کثیفه، مثلا میخواستم امروز عصر که میم خونه ست با هم خونه رو تمیز کنیم ولی خیلی همکاری نکرد البته حقم داره خیلی خسته بود.

تا ساعت هفت و نیم که خوابید، بعدم تا چایی خورد و یه کم هشیار شد رفت دنبال خریدهای بوفه بعدم باهم رفتیم برای فردا یه کم خرید داشتم.

برگشتیم میم رفت سراغ ظرفا ، منم مرتب کردن خونه و یخچال و جمع کردن اسباب بازی ها و شستن دستشویی و این وسط شامم آماده کردم و میوه هم دادم بهشون.

میم خیلی آروم کار میکنه، چندتا تیکه ظرف شست من هزارتیکه جمع و جور کردم خونه رو😐

خونه یه جارو و گردگیری حساااابی لازم داره.

گازم نشستم...

کاش کسی نیاد تو آشپزخونه گاز رو ببینه😑

فردا صبح زود باید پاشم که به کارهام برسم.

خیلی ذوق دارم برای فردا😍 خداکنه همه چی خوب بشه.

.

.