740.
دو بار تایپ کردم و همشو پاک کردم.
بیخیال.
ذهنم اونقدر مشغوله که نمیتونم جمعش کنم یه جا .
اما امروز با یه رستوران دار موفق صحبت میکردم، یه آدمی که چندین ساله کار میکنه کتاب نوشته و کلی ادعا داره در این زمینه.
.
نگا
حتی دلم نمیخواد بگم چی گفت بهم.
چه اصراری دارم اصلا به پست گذاشتن؟
.
.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ ساعت 3:20
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار