747.
تا الان تجربه ش رو نداشتم برای عقایدم فحش بخورم.
ولی الان میبینم چه کیفی داره😊
چقدر بیشتر از قبل به انتخابم مطمئن میشم.
جالبه به اسم مستعار کامنت میذارین، از اون جالب تر کامنت خصوصی گذاشنتنه...
از چی میترسی که کامنتت رو خصوصی میزنی؟
حتی خودمم باورم نمیشه اینقدر خوشحالم از کامنتا و فحشایی که دارم میگیرم😅 😅
و چقدر بیشتر از قبل عاشق شوهرمم که با یه راهپیمایی رفتنش اینقدر شماها رو سوزنده😍 😍
کاش کمی مودب بودین، کمی عاقل، کمی اهل گفتوگو، اون موقع میتونستیم کلی اینجا صحبت کنیم و هر دو طرف لذت ببریم از تعاملات جدید.
کاش به جای فحش دادن بپرسین چرا میرین راهپیمایی؟
کاش به جای چرت و پرت بار کردن اصلا قانع کنین که نباید بریم و راهمون اشتباهه؟!
به قول میمچه : ها؟ چطوره؟!
.
.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 1:49
توسط مداد
|
پیوند دختر خزان و پسر بهار